أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

68

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گفت : يستأذن عليك حزب اللّه ؟ - جعفر گفت : من بودم ، گفت : سخن تو گوى جعفر گفت : تو پادشاهى و بنزديك تو بسيار نشايد گفت ، مرا كلمتى چند است بشنو تا بگويم و ايشان جواب دهند تو حاكم باش ميان ما ، گفت : بگوى جعفر گفت : بپرس از اينان كه ما آزادايم يا بنده ، نجاشى بپرسيد عمرو عاص گفت : بلكه آزادان و كريمان و اشراف قوم‌اند ، گفت : بپرس ما هيچ خونى بنا حق كرده‌ايم كه اينان طالب آنند عمرو گفت : و لا قطرة و نه يكقطره ، گفت : بپرس تا هيچ مالى برده‌ايم كه اينان را مطالبت آن ميرسد ؟ - نجاشى گفت : اگر بر شما از مال قنطارى دعوى كنند من غرامت آن بكشم آنگه بپرسيد عمرو گفت : و نه قيراطى ، نجاشى گفت : پس چه ميخواهيد از اينان ؟ - عمرو گفت : بدان اى ملك كه ما و اينان بر يك دين بوديم و آن دين اسلاف ما بود ايشان آن دين رها كردند و ما بر آن دين مانده‌ايم نجاشى گفت : آن دين چه بود كه اوّل بر آن بودى ؟ - اين دين چيست كه اكنون برآنيد جعفر گفت : آن دين كه ما و ايشان بر آن بوديم دين شيطان و عبادت اوثان بود و كفران بخداى عزّ و جلّ و سنگ و جماد پرستيدن و اين دين كه بر آن آمده‌ايم دين خداى است و دين اسلام ، رسول خداى اين دين از خداى بما آورد و كتابى چون كتاب عيسى موافق و مصدّق آن ، نجاشى گفت : اى جعفر كارى عظيم ميگوئى آنگه بفرمود : تا ناقوس بزدند و قسّيسان و رهبانان جمع آمدند نجاشى ايشانرا گفت : كه بآنخدائى كه انجيل بر عيسى انزله « 1 » كرد كه بگوئيد كه : در كتابها مىيابيد كه : ميان عيسى و قيامت هيچ پيغمبرى مىباشد ؟ - گفتند : آرى و اللّه پيغمبرى كه عيسى به او بشارت داد و گفت : هر كه به او ايمان دارد به من ايمان داشته بود و هر كه به او كفر آورد به من كفر آورده باشد نجاشى گفت كه : اين پيغمبر كه عيسى گفت چه فرمايد و از چه نهى كند ؟ - گفتند : كتابى باشد او را از نزديك خداى عزّ و جلّ آن كتاب خواند و از آن گويد و امر بمعروف كند و از منكر باز دارد وصيّت كند بحسن الجوار و صلة الرّحم و برّ اليتيم و بعبادت خداى فرمايد و از عبادت اصنام نهى كند نجاشى جعفر را گفت : ازين كتاب چيزى بر من خوان ، جعفر سورة العنكبوت و الرّوم برخواند نجاشى بگريست و گفت : يا جعفر زدنا من هذا الحديث الطيّب بيفزاى از اين

--> ( 1 ) - يعنى انزال مطابق تفسير ابو الفتوح .